خاتمی چه کرده و چه می‌خواهد؟

از تازه ترین این مظلوم نمایی ها، مصاحبه سید محمد خاتمی با یکی از نشریات کشور می باشد که در آن به طرح برخی از ظلم ها به خود از سوی نظام پرداخته و در انتها بطور غیر مستقیم بی عدالتی را در رفتار نظام با رؤسای جمهور پیشین مطرح می کند!

آقای خاتمی در این مصاحبه می گوید: بر اساس طرح مشترکی که در سفرش به آمریکا و دیدار با بیشاپ چین، رئیس کلیسای جامع واشنگتن، قرار بود اجرایی شود، بنا بوده جلسه ای برای گفت و گوی میان ادیان در واشنگتن و به‌ترتیب در ایتالیا، ایران و مصر برگزار کنیم و من نماینده ایران در آن جلسات باشم، اما من پس از قضایای سال 88 نمی‌توانستم به خارج از کشور بروم و این برنامه متوقف ماند!

خاتمی در جای دیگری از مصاحبه خود می گوید: من بعد از پایان دوران ریاست‌جمهوری، حتی یک دفتر هم نداشتم. اولین کاری که کردم، تقاضای مجوزی برای تأسیس یک مرکز آموزشی- پژوهشی بود که آقایان عارف و توفیقی پیگیرش بودند؛ اما مجوز ندادند. گفتیم مجوز پژوهشگاه بدهید، موافقت نکردند. تا امروز، حتی اجازۀ تأسیس یک پژوهشکده به من نداده‌اند.

وی در پایان از تاسیس دانشگاه ایرانیان از سوی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق ایران ابراز خوشوقتی کرده و گفته من بعد از پایان دوران ریاست‌جمهوری، حتی یک دفتر هم نداشتم.

 اما در خصوص این به اصطلاح بی مهری هایی که به آقای خاتمی روا داشته شده گفتنی هایی هست؛

1-  در ابتدا خدمات دولت خاتمی در حوزه اقتصاد چه بوده و برای ملت ایران چه دستاوردی را داشته است؛

تیم اقتصادی دولت خاتمی تشکیل شده بود از آقایان دکتر حسین نمازی وزیر اقتصاد میرحسین موسوی تا در کنار مرحوم دکتر نوربخش و محمدعلی نجفی سه ضلع اقتصادی دولت خاتمی را تشکیل دهند. نتیجه این ترکیب معلوم بود.‌ دولت خاتمی اگر حاشیه‌ای داشت، اختلاف‌نظر در میان افراد تیم اقتصادی او بود که در تمام ترکیب‌های دو رئیس بانک مرکزی وی، چند رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی دولت او و بالاخره سه وزیر اقتصاد دو کابینه خاتمی هیچگاه پایان نگرفت.

آنچه گذشت ناظر به اختلافات شدید در درون تیم اقصادی خاتمی است. تیمی که کاملا شکننده بود و از افرادی با مواضع کاملا پارادوکسیکال تشکیل شده بود. در واقع گفتگوی تمدن های خاتمی به حوزه اقتصاد هم تسری پیدا کرد و این شد که بسیاری از تصمیمات و برنامه های کلان مانند طرح ساماندهی اقتصادی بدون سرانجام باقی ماند. خاتمی در میان این تیم شکننده اقتصادی خود نوید می داد که به زودی خبرهای خوش اقتصادی را به مردم خواهد داد. اما هیچ گاه خبری از آن خبرها نشد! و او در نهایت از روی ناچاری به نارسایی ها اعتراف کرد: «باید به نارسایی ها اعتراف کنیم... توان ما کمتر از آن بود که بتوانیم پاسخ مطالبات و توقعات صحیح جامعه را بدهیم».

و نیز جمله معروف بهزاد نبوی که به صراحت اعلام کرد: «ما قبل از دوم خرداد اعلام کردیم که خاتمی مرد اقتصاد نیست».
 
2-  در حوزه فرهنگ و نیز سیاست داخلی و خارجی عملکرد دولت اصلاحات بر کسی پوشیده نیست، به طوری که می توان گفت کشور در زمان اصلاحات شرایطی را تجربه کرد که اگر رهبری هوشمندانه مقام معظم رهبری نبود، نمی توانستیم شرایط کشور را امروز به شکل مساعد و حتی طبیعی ارزیابی کنیم.

از:

- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت

- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان

- نامه نگاری به رهبری برای خوردن جام زهر

- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به رسانه های بیگانه

- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند با همکاری و همفکری دولت

- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و...

- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان

- درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها

- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن

- اشاعه فرهنگ غرب در حوزه حجاب به بهانه آزادی

اینها تنها بخشی از عملکرد سید محمد خاتمی درزمان تصدی دولت اصلاحات بود
 
اما این اقدامات بدین جا ختم نشد و پس از پایان دولت هشتم، اصلاح طلبان که طاقت دوری از قدرت را نداشتند، با تمام قوا به دولت برگرفته از رای و خواست مردم تاختند و هر چه توان داشتند در جهت سنگ اندازی در کار دولت نهم بکار بستند و زمانی که  ره به جایی نبردند، فتنه 88 را رقم زدند.

عملکرد سید محمد خاتمی نیز در فتنه 88 قابل تامل است! وی از ابتدای فتنه تا روزهای پایانی آن نقش محوری را برعهده داشت و هیچ گاه دست از خصومت با نظام جمهوری سلامی بر نداشت.

 

خاتمی به عنوان اصلی‌ترین حامی میرحسین موسوی درانتخابات سال 1388 ، قبل از برگزاری انتخابات از ضرورت تشکیل «کمیته صیانت از آراء» می گفت و در 22 خرداد هنگام انداختن رأی خود به صندوق، گفت: «همه‌ی شواهد امر حاکی است، موسوی انتخابات را برده است اما من پیش‌گو نیستم!»

خاتمی 25 خرداد، به بهانه تظاهرات حامیان موسوی در تهران طی بیانیه ای، می‌نویسد: «آن‌چه در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری اتفاق افتاد، باعث خدشه‌دار شدن اعتماد عمومی و منجر به واکنش‏ های طبیعی و پر احساس مردم عزیز ما در سراسر کشور(!) شده است. خواسته‌های موسوی روشن است و مطالبات وی، خواست همه‌ ماست.»

نمایندگان کاندیداها و کمیسیون های اجرایی انتخابات 26 خرداد به دیدار رهبر انقلاب می روند، رهبری قاطعانه در قبال اتهام تقلب در انتخابات می گوید: «یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبه‌رویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت. ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.»

 

در واکنش به این سخنان رهبر انقلاب، خاتمی طی بیانیه‌ای به مناسبت تظاهرات حامیان موسوی در شنبه 30 خرداد، «انتساب حرکت سالم مردم به بیگانگان» را «جلوه‏‌ای از سیاست‏ های نادرست» می‌داند که «سبب دورتر شدن مردم از حکومت» می‏‌شود. «در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه‌ حضور را آفریدند نتیجه‌ اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض‏‌اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راه‏ های خطرناکی است که خدا می‏‌داند به کدام سرانجام برسد.»

در ادامه همین مواضع، سید محمد خاتمی در 8تیر 88می گوید:«به هر حال حادثه‌ای رخ داده و مردم به آن اعتراض دارند؛ باید اشکالات را رفع و مردم را قانع کرد. حل این مسأله می‌تواند با تشکیل یک «هیأت بی‌طرف» صورت پذیرد»؛ این نظریه بعدها به شکل کامل‌تری در قالب طرح «رفراندوم» از سوی خاتمی ارایه شد و نشان داد که وی هنوز نقشه‌ ابطال انتخابات را در سر دارد. درخواست، تحقیق و تفحص مجلس از انتخابات (7 مرداد) 88، مطرح کردن «همه پرسی» به عنوان راه برون رفت از شرایط موجود(28تیر88)، از دیگر اقدامات وی در جریان فتنه بعد از انتخابات بود. دیدار خاتمی و جورج سوروس صهیونیست و از رهبران انقلاب مخملی در جهان دیدار و گفتگو کرد!
 

خاتمی بعد از اینکه آتش فتنه فروکش کرد و دوستان اصلاح طلبش خلع ید شدند، تازه متوجه شدکه با بزرگترین اشتباه استراتژیک در عمر سیاسی خود و حمایت بی چون و چرا از فتنه هیچ راه فراری برای اینکه از "سران فتنه" لقب نگیرد باقی نگذاشته است و تا امروز تمام تلاشش برای فرار از عواقب کرده خود در فتنه و حتی اعلام برائت‌های جسته و گریخته وی از چهره‌های تندرو و شاخص جنبش به اصطلاح سبز و ادعای وی مبنی بر اینکه «من در انتخابات سال 88 هیچگاه از واژه تقلب استفاده نکرده‌ام» نیز راه به جای نبرد.

خاتمی با وجود این عملکرد، در 4 سال گذشته هیچگاه حاضر به عذرخواهی از نظام و ملت مظلوم ایران بابت این ظلم بزرگ نشد و تنها در جلسات خصوصی به کرات ادعای خود مبنی بر وجود تقلب در انتخابات 88 را رد کرد.

حال باید دید کدام نظام و کشور به چنین شخصی و با این چنین عملکردی امتیازاتی می دهد تا بتواند پروژه های سیاسی و فرهنگی خویش را مثل سابق دنبال نماید و موجبات خوشحالی دشمنان قسم خورده کشور را فراهم آورد!؟

کدام کشور حاضر میشود که چنین شخصی را خارج از میله های زندان نظاره گر باشد، چه رسد به دادن مجوز برای تاسیس مرکز آموزشی و پژوهشی!

 

/ 0 نظر / 4 بازدید